السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

391

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

شرح حالش 1 - خطيب : « دارقطنى از او روايت كرده است . . . او ثقه و ثَبِت بود . خوب مىشنيد و بسيار حديث مىگفت . . . شنيدم ازهرى مىگفت : ابن‌شاذان ثقه ، ثَبِت و حجّت بود . . . احمدبن محمّد عتيقى ما را خبر داد و گفت : ابوبكر ابن‌شاذان سيزده روز مانده به پايان شوّال سال 383 درگذشت . ثقه مورد اطمينان ، فاضل ، داراى كتاب‌هاى بسيار و مؤلّف اصول نيكو است . » « 1 » 2 - ذهبى : « ابن‌شاذان ، استاد ، امام ، محدّث ، ثقه و بادقّت بود . . . » « 2 » 29 - روايت دارقطنى او ، ابوالحسن علىّبن عمر بغدادى متوفّاى سال 385 است . و در اسنادهاى چندين روايت از حديث « أنا مدينة العلم » نامش آمده است . از جمله روايت حافظ ابن‌عساكر در تاريخ دمشق در شرح حال مولايمان اميرالمؤمنين عليه السلام . « 3 » شرح حالش ذهبى : « دارقطنى - ابوالحسن علىّبن‌عمر بغدادى ، حافظِ مشهور ، داراى تأليفات ، حاكم او را نام برده و گويد : در حفظ ، فهم و پارسايى يگانه‌ى دوران خويش شد ، پيشواى قاريان و نحويان بود ، او را والاتر از آن‌چه برايم توصيف كرده بودند ، يافتم . نوشته‌هايى دارد كه ذكرش به درازا مىكشد . و خطيب گويد : او يگانه‌ى عصرش ، فريادرس دوران خويش و جدابافته و امام وقتش بود . علمِ اثر و معرفت به علّت‌ها و نام رجال به او پايان پذيرفت . همراه با راستى و درستى اعتقاد و آگاهى كامل از دانش‌ها جز علم حديث بود . ابوذر هروى گويد : به حاكم گفتم : آيا مانند دارقطنى ديده‌اى ؟ گفت : او پيشوايى است كه مانند خودش را نديده است . پس من چگونه ؟ و برقانى گويد : دارقطنى ، علّت‌ها را از حفظ بر من املاء مىكرد .

--> ( 1 ) . تاريخ بغداد 4 / 18 . ( 2 ) . سيراعلام‌النبلاء 16 / 429 . ( 3 ) . ترجمة اميرالمؤمنين عليه السلام ، از تاريخ دمشق ، حديث شماره / 995 .